يحيى دولت آبادى
234
حيات يحيى ( فارسى )
او قطعا بتحريك درباريان در ورامين بر ضد مجلس و مشروطه قيام كرده در اينوقت كه او را ميخواهند بانبار ببرند هتاكى نموده بمأمورين عدليه ناسزا ميگويد آنها هم باطاق جزا شكايت ميكنند و پس از ثبوت تقصير تازه او را به چوب بسته سياست مينمايند سياست شدن شيخ محمود بعد از زنجير گشتن سيد محمد يزدى بر شاه و كاركنانش بسى ناگوار ميگردد شب جمعه كه شب اول چراغان است وقت غروب نگارنده ببهارستان آمده ميبيند چراغها بعضى روشن و بعضى خاموش است سبب ميپرسم ميگويند انجمنها ترديد دارند چراغها را روشن بكنند يا نكنند چون حيدر خاننام كه در سفارت روس محبوس و متهم بقضيه بمب مىباشد هنوز تقصيرش ثابت نشده ميخواهند او را بروسيه و به سيبرى بفرستند انجمنها ميگويند در صورتى كه او بىتقصير است شاه از روسها بايد بخواهد امشب او را مرخص نمايد و شنيده مىشود كه اين تدبيرى مىباشد از تندروان مجلس شورايملى تا به اين عنوان او را آزاد سازند و بالجمله اين مذاكرات در فضاى بهارستان شنيده مىشود و در اطاق تلفنخانه مجلس پاى تلفن رئيس مجلس ديده مىشود با جمعى از نمايندگان انجمنها كه رئيس با دربار صحبت ميدارد و در ميان جمع بهاء الواعظين فرياد مىكند اگر الان حيدر خان مرخص نشود ميريزيم هر كجاى شهر چراغ روشن كرده باشند خاموش مينمائيم بديهى است اين ترتيب با مقصدى كه از نزديك شدن مليون بشاه و دلجوئى از او بوده منافى است ولى با اوضاع حاضر چه ميتوان گفت ممتاز الدوله رئيس مجلس با امين الملك پسر وزير دربار حرف مىزند او ميرود بشاه ميگويد و جواب ميآورد از اينطرف بمرخصى حيدر خان اصرار مىشود و از آنطرف انكار و در ضمن صحبت از طرف شاه از زنجير شدن سيد محمد يزدى و چوب زدن بشيخ محمود ورامينى گله مينمايند و رئيس ميگويد خبر ندارم و از عدليه تحقيق ميكنم و جواب عرض مينمايم بالاخره ممتاز الدوله ميگويد اگر حيدر خان را مرخص كنند مردم فردا شب را هم چراغان خواهند كرد و در چشم بيگانگان خيلى اين طول دادن چراغان و جشن ملى تأثيرات سياسى خوب خواهد داشت چرا فرصت را از دست ميدهيد و نتيجه نميگيريد شما كه ميگوئيد او را مرخص مينمائيم چه ضرر دارد امشب باشد عاقبت در تحت اين فشار